سخن روز

هر گاه شنیدی شخصی آبروی مردم را می ریزد ، بکوش تا تو را نشناسد . امام حسن (ع)

لینک خبرگزاری ها
خبرگزاری ایرنا
خبرگزاری ایسنا
خبرگزاری موج
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری فارس
 خبرگزاری مهر
خبرگزاری تابناک 
هنر در طبیعت نهفته است و متعلق است به کسی که آن را از طبیعت استخراج کند (تولستوی)                           در تعلیمات دینی ما  و در سنت انبیاء و اولیاء درختکاری ، آبیاری و به طور کلی آباد سازی زمین و مزرعه و مرتع و پرورش دام و طیور عبادت محسوب می شود (مقام معظم رهبری )                                 همه جواب ها در طبیعت نهفته است (بل)                               بکاشتند و بخوردیم ، کاشتیم و خوردند      چو بنگری همه برزگران یکدیگریم  (مرزبان نامه)                                             درختان خشک در مسیر تند باد ها شکسته خواهند شد ، پس در مسیر زندگی انعطاف پذیر باشید .                                        اگر چه در کنار جنگل زندگی می کنی  ولی قدر درخت و چوب را بدان   ( ضرب المثل چینی )                                               برگ درختان سبز در نظر هوشیار      هر ورقش دفتری است معرفت کردگار                                        طبیعت بزرگترین دانشگاه و پر رمز و راز ترین کلاس برای بشریت است

منابع طبیعی وانفال در فرهنگ دینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

منابع طبیعی وانفال در فرهنگ دینی                           علی اکبر عسگری

يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوااللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَه ُإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (انفال/1)

ترجمه:
  ازتو درباره انفال (غنائم وهرگونه مال بدون مالك مشخص) سؤال مى‏كنند بگو انفال مخصوص خدا و پيامبر است ،  پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و ميان برادرانى را كه با هم ستيزه دارند آشتى  دهيد و اطاعت خدا و پيامبرش را كنيد اگر ايمان داريد.

شان نزول:
از" ابن عباس" چنين نقل شده كه پيامبر (ص)  درروز جنگ" بدر" براى تشويق جنگجويان اسلام جوائزى براى آنها تعيين كرد و مثلا فرمود كسى كه فلان فرد دشمن را اسيركند و نزد من آورد چنين پاداشى را به او خواهم داد،اين تشويق (علاوه برروح ايمان و جهادكه در وجودآنها شعله‏ور بود) سبب شد كه سربازان جوان پيامبر ص در يك مسابقه افتخارآميز با سرعت به سوى هدف بشتابند،ولى پيرمرد ان وافراد سالخورده در زير پرچم‏ها توقف كردند ، هنگامى كه جنگ" بدر" پايان پذيرفت ، جوانان براى گرفتن پاداشهاى افتخارآميز خود به خدمت پيامبر ص شتافتند ، اما پيرمردان به آنها گفتندكه ما نيز سهمى داريم ، زيرا ما تكيه گاه و مايه دلگرمى شما بوديم و اگر كار برشما سخت مى‏شد و عقب‏نشينى مى‏كرديد ، حتما به سوى ما مى‏آمديد ، دراين موقع ميان دونفر از انصار مشاجره لفظى پيدا شد و راجع به غنائم جنگ با يكديگر گفتگو كردند ، آيه فوق نازل شد و صريحا غنائم را متعلق به پيغمبر ص معرفى كرد كه هرگونه بخواهد باآن رفتار كند ، پيامبرص همآن را به طور مساوى درميان همه جنگجويان تقسيم كرد ، ودستوردادكه ميان برادران دينى صلح واصلاح شود. (تفسيرنمونه،ج‏7،ص: 80)

تفسير:
همانگونه كه در شان نزول خوانديم آيه فوق پس از جنگ" بدر" نازل شده و پيرامون غنائم جنگى صحبت مى‏كند و به صورت قانون كلى، يك حكم وسيع اسلامى را بيان مى‏دارد، خطاب به پيامبر ص كرده و مى‏گويد:" از تو در باره انفال سؤال مى‏كنند" (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ).
" بگو انفال مخصوص خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است" (قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ).
بنا بر اين" تقوا را پيشه كنيد و در ميان خود اصلاح كنيد و برادرانى را كه با هم ستيزه كرده‏اند آشتى دهيد" (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ).
" و اطاعت خدا و پيامبرش كنيد، اگر ايمان داريد" (وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ).
يعنى تنها ايمان با سخن نيست، بلكه جلوه‏گاه ايمان، اطاعت بى قيد و شرط در همه مسائل زندگى از فرمان خدا و پيامبر ص است، نه تنها در غنائم جنگى در همه چيز بايد گوش به فرمان و تسليم  اوامر آنها باشيد.

انفال چيست؟
" انفال" دراصل از ماده" نفل" (بروزن نفع) به معنى زيادى است ، واينكه به نمازهاى مستحبّ" نافله" گفته مى‏شود چون اضافه برواجبات است ، و همچنين اگر" نوه" رانافله مى‏گويند به خاطراين است كه برفرزندان افزوده مى‏شود ، " نوفل" به كسى گفته مى‏شودكه بخشش زياد داشته باشد.
واگربه غنائم جنگى نيز انفال گفته شده است ، يا به جهت اين است كه يك سلسله اموال اضافى است كه بدون صاحب مى‏ماند و به دست جنگجويان  مى‏افتد درحالى كه مالك خاصى براى آن وجود ندارد ، ويا به اين جهت است كه جنگجويان براى پيروزى بر دشمن مى ‏جنگند ، نه براى غنيمت ، بنابراين غنيمت يك موضوع اضافى است كه به دست آن ها مى‏افتد.

دراينجا به دو نكته مهم بايد توجه داشت:
  1. مفهوم آيه فوق يك حكم كلى و عمومى است‏
گرچه آيه فوق درزمينه غنائم جنگى واردشده است ، ولى مفهوم آن يك حكم كلى وعمومى است ، وتمام اموال اضافى يعنى آنچه مالك خصوصى ندارد را شامل مى‏شود ، به همين دليل در رواياتى كه ازطريق اهلبيت(ع)به مارسيده مى‏بينيم كه مفهوم وسيعى براى انفال بيان شده است ، در روايات معتبر از امام باقر و امام صادق علیهما السلام چنين مى‏خوانيم :
انها ما اخذ من دارالحرب من غيرقتال كالذى انجلى عنها اهلها و هوالمسمى فيئا و ميراث من لاوارث له ، و قطائع الملوك اذا لم تكن مغصوبة و الآجام ، و بطون الاوديه ، والموات ، فانه اللَّه ولرسوله و بعده لمن قام مقامه يصرفه حيث يشاء من مصالح هو مصالح عياله
) كنز العرفان جلد اول صفحه 254( 
:" انفال اموالى است كه از دار الحرب بدون جنگ گرفته مى‏شود و همچنين سرزمينى كه اهلش آن را ترك كرده و از آن هجرت مى‏كنند –  و آن " فى‏ء"  ناميده مى‏شود -  و ميراث كسى كه وارثى نداشته باشد ، و سرزمين و اموالى كه پادشاهان به اين وآن مى‏بخشيدند -  در صورتى كه صاحب آن شناخته نشود – و بيشه ‏زارها و جنگل‏ها و دره‏ها و سرزمين‏هاى موات كه همه اين‏ها از آن خدا و پيامبر (ص) و بعد از او براى كسى است كه قائم مقام او است ، و او آن را در هر راه كه مصلحت خويش و مصلحت مردمى كه تحت تكفل او هستند ببيند ، مصرف خواهدكرد ) تفسيرنمونه ، ج‏7 ، ص:  82(
 
2. 
آيا اين آيه با آيه 41 انفال منافات دارد؟                                                                                                                       
ممكن است تصور شود كه آيه فوق  ( بنابر اين كه غنائم جنگى را نيز شامل شود ) با آيه چهل و يكم همين سوره كه مى‏گويد : " تنها يك پنجم غنائم  (خمس آنها ) متعلق به خدا و پيامبر (ص) وساير مصارف است " منافات دارد زيرا مفهوم آن اين است كه چهار پنجم باقيمانده به جنگجويان متعلق است .
ولى با توجه به آنچه در بالا گفته شد ، روشن مى‏شود كه غنائم جنگى در اصل متعلق به خدا و پيامبر (ص) است ، و اين يك نوع بخشش و تفضل مى‏باشد كه چهار پنجم آن را در اختيار جنگجويان مى‏گذارند و به تعبير ديگر حكومت اسلامى چهار پنجم حق خود را از غنائم منقول در مورد مجاهدين مصرف مى‏كند و به اين ترتيب هيچ گونه منافاتى باقى نمى‏ماند .
و از اينجا نيز روشن مى‏شود كه آيه خمس -  آنچنان كه بعضى از مفسران پنداشته ‏اند آيه انفال را نسخ نمى‏كند ، بلكه هر دو به قوت خود باقى هستند
 در فرهنگ اسلامی توجه ویژه ای به حراست از منابع طبیعی و درختان شده است ودر روایتی از پیامبر اکرم (ص) می خوانیم در شب اعزام رزمندگان به جنگ موته سفارشات اساسی به لشکریان نمودند که بخشی از آن عبارتند از :لا تقتلن امرأه ولا صغیراًضرعاًولاکبیراً فانیا ولا تقطعن نخلاً ولا شجراً ولاتهدمن بناءً (طبقات ابن سعد ج2ص129)
یعنی : در جنگ هیچ زن و کودک و پیری را نکشید هیچ نخل ودرختی را قطع نکنید و هیچ بنایی راخراب نکنید .
ناگفته پیداست قطع درختان در کنار کشتار انسان ها آمده و این نشان ازاهمیت توجه به عرصه های منابع طبیعی می باشد
 . معنای انفال
انفال یعنی اموال عمومی که در اختیار پیامبر(ص) و جانشینان معصوم او(ع) قرار دارد و در زمان غیبت ، اختیار آن با ولی امر مسلمین است (تحت تصرف حکومت اسلامی است) و از آن باید در مصالح عمومی جامعه و به سود همگان بهره برداری شود. 
 
منابع انفال
۱. فیء (آنچه بدون لشکر‌کشی و جنگ به دست مسلمانان افتاده است ، خواه زمین یا غیر آن
۲. زمینهای موات که جز با احیا و آباد کردن قابل استفاده نیست .                                                                          
۳. شهرها و روستاهایی که صاحبانش آنرا ترک گفته و از آنجا رفته‌اند.
۴. سواحل دریاها ورودخانه‌های بزرگ .
۵. جنگلها و نیزارهای طبیعی و دره‌ها و بلندی کوهها .
۶. اموال برگزیده و گرانبهای شاهان که در جنگها به دست مسلمانان می‌افتد.
۷. غنایم برجسته ، مانند اسب عالی ، لباس گرانبها.
۸. غنایمی که به وسیله‌ی جنگهایی که بدون اذن پیشوای مسلمانان است به دست می‌آید.
۹. اموال کسانی که از دنیا می‌روند و وارث ندارند.
۱۰. معادن .
 

توجه:
 زمینی که در کنار کارخانه‌های آجر‌سازی برای استفاده از فروش خاک آن خریداری می‌شود در صورتی که آباد و ملک خاص شرعی فروشنده باشد ، گرچه با خرید آن، ملک خاص خریدار می‌شود و جزو انفال محسوب نیست ، لیکن پرداخت مالیات درآمدِ حاصل از فروش خاک آن، اگر مستند به قانون مصوب مجلس شورای اسلامی (در ایران) و مورد تأیید شورای نگهبان قانون اساسی باشد لازم است و دولت حق مطالبه‌ی آن را دارد.
بهره‌برداری اختصاصی از ماسه‌ها و شن‌های کف رودخانه‌ها برای آبادانی و احداث شهر و غیر آن برای شهرداری‌ها جایز است و ادعاهای مالکیت خصوصی کف و بستر رودهای بزرگ و عمومی از سوی اشخاص پذیرفته نیست.
چراگاههای طبیعی که کسی نسبت به آنها سابقه‌ی ملکیت اختصاصی ندارد از انفال و اموال عمومی است که اختیار آن با ولی امر مسلمین است و خرید و فروش آن در هیچ حالی صحیح نیست، همچنین سابقه‌ی تردد عشایر در آنجا موجب مالکیت آنان نمی‌شود.
علف‌های چراگاههای عمومی طبیعی که سابقه‌ی ملکیت خصوصی ندارد، ملک اختصاصی کسی نیست و فروش آن از سوی کسی جایز نیست ولی کسی که از طرف دولت، مسؤول امور روستاست، می‌تواند مبلغی را برای مصالح عمومی روستا از کسانی که اجازه‌ی چراندن چهار پایان در آن مراتع را دارند بگیرد.
صرف داشتن اجازه‌ی چراندن حیوانات در چراگاههای مجاور املاک اشخاص، برای جواز ورود در ملک غیر و استفاده از آب ملکی آن کافی نیست و این کار برای آنان بدون رضایت مالک آن جایز نمی‌باشد.
از آن جایی که شرعاً صحت وقف ، متوقف بر سابقه‌ی مالکیت شرعی است، همانگونه که انتقال از طریق ارث هم متوقف بر مالکیت شرعی مورِّث است، لذا جنگلها و چراگاههای طبیعی که تا به حال ملک کسی نبوده است و هیچگونه سابقه‌ی احیا و آبادکردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصی کسی محسوب نمی‌شود تا وقفیت آن صحیح باشد یا از طریق ارث انتقال یابد. به هر حال هر مقدار از جنگل که به صورت مزرعه یا مسکن و مانند با اجازه شرعی و قانونی آن احیا شده و ملک شرعی گردیده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولی شرعی آن است و اگر وقف نباشد حق تصرف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به صورت جنگل طبیعی باقی مانده است، از انفال و اموال عمومی است و اختیار آن بر اساس مقررات قانونی، با دولت اسلامی است.  (1) 
 
  1. درس  "74" از جلد اول  رساله‌ ی آموزشی  مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)

شرایط احیای زمین های بایر
1_ شرط نخست احیای زمین بایراجازه احیای آن به طور عام یا خاص از امام(علیه السلام) ویا نائب خاص یا عام او و در زمان برقراری حکومت اسلامی )) بر طبق مبنای ولایت فقیه ((از ولی فقیه است.
در این باره جناب صاحب جواهر از فقهای بزرگ شیعه نوشته است: فقیهان در این شرط اتفاق نظر و اجماع دارند. جواهر،ج38،ص11
برخی از فقیهان روایتی که پیش از این آورده شد: ((من احیی  ارضا مواتا فهی له )) را نوعی اجازه تلقی کرده اند؛  جناب شهید اول (متوفای786 ق) در این باره می نویسد:
این روایت و امثال آن مورد تردید است که آیا حضرت رسول (صلوات الله علیه ) در پی بیان یک حکم شرعی ثابت و دایمی بوده و یا این که این سخن بیانگر یک حکم حکومتی و مصلحتی درآن زمان و مکان خاص بوده است ، از این رو نمی توان ازآن حکم شرعی دایمی مبنی بر جایز بودن احیا زمین موات بدون اجازه رهبری حکومت اسلامی ، استنباط کرد.
بلکه این حدیث نشانگر آن است که  هرگاه کسی بخواهد زمین مواتی را احیا کند باید از امام  (علیه السلام) اذن بگیرد و بی اذن او احیا زمین موات جایز نیست. همان
شهید سید محمد باقر صدر نیز معتقد است که در آن روزگار چون ابزار تولید بسیار سطحی و ساده بود و آباد کردن زمین کار بسیار  وتلاش چشمگیری در پی داشت  واز سویی شمار وجمعیت مردمان  کم ومقدار زمین های بایر زیاد  و سرزمین  مدینه  خشک و غیرآباد بود، مصلحت وعدالت حکم می کرد که  پیامبر خدا –صلوات الله علیه و آله-چنین حکمی صادر کند ، اما در زمان ما که از سویی ابزار تولید کشاورزی بسیار پیشرفته و شمار و جمعیت مردمان بسیار زیاد و مقدار زمین های بایر کمتر است در مقایسه با آن زمان طوری است که اگر چنین حکمی جایز باشد یک کمپانی آمادگی دارد همه زمین های بایر کره زمین را آباد و احیا کند و منافع آن را ببلعد.در این جا چنین حکمی وجود ندارد، بلکه بر طبق مصلحت باید زمین ها به اشخاص واگذار شود. (اقتصادنا،ص301و527).
2-زمین بایر در تصرف مسلمانی نباشد ؛ در جواهر الکلام آمده است که در آن باره اختلاف نظری وجود ندارد و هرکس  این مسئله را طرح کرده آن را پذیرفته است. جواهرالکلام ، ج38 ، ص33
3-حریم ملک آبادی نباشد؛ به عنوان نمونه حریم روستا،باغ،خانه و راه نباشد.همان.
4-جزء مشاعر؛یعنی مکان هایی که در شرع برای عبادت قرار داده شده است مانند سرزمین های عرفات ، منی و مشعر نباشد.همان.
5-در زمره زمین هایی که رسول خدا - صلوات الله علیه و آله - به اشخاص خاص واگذار کرد و اقطاع داد، نباشد. جواهر الکلام ، ج38 ، ص54.
این نکته در صورتی شرط است که اقطاع های رسول خدا (صلوات الله علیه و آله )  را جز در مواردی خاص که دلیل نشان می دهد که آن حضرت آن زمین را برای ابد به عنوان یک حکم شرعی و الهی به کسی وا گذاشته است، حکم حکومتی ندانیم، اما اگر آنها را احکامی بدانیم که رسول خدا به عنوان یک رهبر الهی ؛یعنی رهبری که مشروع است و خدای متعال به او حق رهبری مردم را داده است؛ با در نظر گرفتن مصلحت  و برای استوار سازی و گسترانیدن عدالت و در چهار چوب احکام شرع این زمین ها را واگذار کرده باشد این اقطاع ها در بردارنده حکم دائمی نیست و مصلحتی و موقت است و در نسل ها و عصرهای بعد می توان همان زمین را احیا کرد.
6- این زمین از سوی شخص دیگری ((تحجیر)) نشده باشد ؛ تحجیر، یعنی سنگ چینی دور زمین ویا علامت گذاری دور زمین با دیوار کشی و امثال آن تا این زمین از زمین های دیگری جدا شود.همان
این علامت گذاری به عنوان مقدمه برای احیا آن زمین به شمار می آید و همان طور که اشاره شد اگر کسی زمینی را علامت گذاری کند و در احیای آن کوتاهی نماید، حاکم شرع به او اخطار ومهلت می دهد تا آن را احیا  یا رها کند.
7- پیامبر و امام(علیهما السلام) این زمین را برای خود یا دیگران قرق نکرده باشند . قرق (حمی) ؛ یعنی آن که بهره برداری از مکان خاصی به افراد خاصی واگذار شود ؛ مثلا بهره برداری و چرانیدن گوسفند در فلان مرتع به شخص خاصی وا گذار شود واین مسئله را در برخی از نامه های پیامبر خدا (صلوات الله علیه وآله) در بهره برداری از مراتع از نظر گذراندیم. جواهرالکلام ، ج38 ، ص56
8- احیا کننده زمین مسلمان باشد ؛ در این باره میان فقیهان شیعه اختلاف نظر است؛برخی از آنها می گویند احیا کننده زمین تنها در صورتی مالک آن می گردد که مسلمان باشد و برخی از فقها معتقدند چنین شرطی وجود ندارد.به عنوان نمونه آیت الله خویی(قدس سره) فتوا می دهد که مسلمان بودن احیا کننده زمین از شرایط مالک شدن احیا کننده نیست ؛ بلکه اگر کافر هم زمین را احیا کند مالک آن می شود. منهاج الصالحین ؛ج2؛ص150.
9-نیت تملک زمین احیا شده را داشته باشد؛ آیا برای این که احیا کننده زمین مالک آن شود ، شرط است که او نیت ملکیت زمین را کرده  باشد یا نه؟ در این باره میان فقیهان اختلاف نظر است. المبسوط،ج43،ص128
10- درباره این که آیا تنها در صورتی احیا کننده مالک زمین موات خواهد شد که خود مستقیما روی زمین کار کند و اما اگر کارگر، وکیل و اجیر بگیرد تا آنان زمین را آباد کنند ،آیا مالک آن خواهد شد، در این باره اختلاف نظر است ؛ گروهی از فقیهان آن را درست دانسته و احیای زمین را -گرچه غیر مستقیم و با کارگر انجام شود-  سبب مالکیت دانسته اند (جواهر الکلام،ج27،ص380) و گروهی در این فرض آن را نپذیرفته اند. شرایع، ج 2، ص195.
در تعدادی از نامه های رسول خدا ( صلوات الله علیه وآله) شرط شده بود که باید شخص مورد نظر به احیای زمین همت گمارد ، این مساله به طور مطلق آمده بود و بر طبق آن ، شخص می توانست این زمین را به وسیله کارگر احیا کند. (طبیعت در سیره نبوی بخش دوم صفحه 148 ـ 152)

فرهنگ سازی انفال
بنا بر آیه شریفه قرآن که در طلیعه سخن بدان اشاره شد انفال از آن خدا ورسول خداست و اکنون ازآن حجت الهی امام زمان(عج) می باشد. قطعا وظیفه اساسی ما بعنوان سربازان امام زمان (عج) حفظ  و حراست از انفال امام زمان (عج)  می باشد .
بی تردید قدرت تبلیغی و ترویجی روحانیون عزیز در فرهنگ سازی نقشی بی بدیل می باشد  که در صورت اقدام خواهیم توانست حفظ و حراست از این انفال و اموال عمومی را به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل نماییم در همین زمینه مقام معظم رهبری می فرمایند : فرهنگ منابع طبیعی باید به معارف عمومی تبدیل شود .
این مهم قطعا با آموزش و تلاش مخلصانه مبلغین گرانقدر و همه دلسوزان کشورمان مقدور می باشد ،  توجه به عرصه های طبیعی و حفاظت از آنها از نظر اسلام امری آشکار و واضح است ، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : والارض وضعها للانام  (سوره الرحمن /10)
یعنی این کره خاکی متعلق به همه انسان هاست نه بعضی از آنها که با دست اندازی به مراتع و از بین بردن عرصه های جنگلی و مراتع در پی سود آوری باشند ، همچنین خداوند در آیه دیگر دستور به آبادانی این زمین می دهد(واستعمرکم فیها). (هود /61)
همه ما اگر به فکر آبادانی زمین ومحیط زیست خود نباشیم و با سود جویانی که در پی نابودی عرصه های منابع طبیعی هستند  برخورد نکنیم قطعا با بحران جدی مواجه خواهیم شد.

منابع طبیعی مقوله ای فرا نسلی و فرا مرزی
 بد نیست بدانیم منابع طبیعی یک امر فرا نسلی و فرا مرزی است یعنی اگر منابع طبیعی در زمان ما آسیب دید نه فقط مردم زمان ما با بحران مواجه می شوند بلکه نسلهای آینده ما هم از این مقوله دچار آسیب  خواهند شد.
در صورتی که منابع طبیعی استان یا شهر ما نابود شود استان های همجوار هم در معرض آسیب قرار خواهند گرفت که نمونه  آن ریزگردهای استان خوزستان که هم شهروندان استان را دچار مشکل نمود هم استان های همجوار را ، که عوارض آن تا مدتها گریبانگیر مردم خواهد بود.
لازم به ذکر است اگر منتظر اقدامات دولتی در حفظ  وحراست از عرصه های طبیعی وانفال باشیم سخت در اشتباهیم چرا که امکانات دولتی بسیار محدود است وعرصه های طبیعی فراوان ، که این دو با هم همخوانی ندارند . جالب است بدانید عرصه های منابع طبیعی و مراتع و جنگلها در استان بیش از 5/9 میلیون هکتار می باشدکه براساس استانداردهای جهانی برای حفاظت از هر 10 هزار هکتار یک نفر نیرو لازم است پس برای حفاظت از 5/9 میلیون هکتار 950 نفر نیرو لازم داریم که هم اکنون اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان با حدود 150 نفر نیروی رسمی و قرار دادی مسئولیت حفاظت از این عرصه ها را بر عهده دارد که بسیار کمتر از استاندارد جهانی است پس همه با هم دست به دست هم دهیم وبرای نسل خود و آیندگان از مراتع ، جنگلها وعرصه های منابع طبیعی برای شادابی و نشاط جسمی خود و فرزندان خود حفاظت نماییم.
 
                                                                                                                                                                           
بازدید : 130 6 مرداد 1397 ساعت 12:56 ب.ظ
 
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
جستجو در سایت
آخرین ویدئوها
آمار بازدید سایت
  • بازدید امروز : 124
  • بازدید دیروز : 1673
  • بازدید این ماه : 26597