سخن روز

الله خالق کل شیء و هو علی کل شی ء وکیل خداوند خالق هر چیزی است و هم او وکیل هر چیزی است که خلق نموده است (زمر -62 )

لینک خبرگزاری ها
خبرگزاری ایرنا
خبرگزاری ایسنا
خبرگزاری موج
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری فارس
 خبرگزاری مهر
خبرگزاری تابناک 
هنر در طبیعت نهفته است و متعلق است به کسی که آن را از طبیعت استخراج کند (تولستوی)                           در تعلیمات دینی ما  و در سنت انبیاء و اولیاء درختکاری ، آبیاری و به طور کلی آباد سازی زمین و مزرعه و مرتع و پرورش دام و طیور عبادت محسوب می شود (مقام معظم رهبری )                                 همه جواب ها در طبیعت نهفته است (بل)                               بکاشتند و بخوردیم ، کاشتیم و خوردند      چو بنگری همه برزگران یکدیگریم  (مرزبان نامه)                                             درختان خشک در مسیر تند باد ها شکسته خواهند شد ، پس در مسیر زندگی انعطاف پذیر باشید .                                        اگر چه در کنار جنگل زندگی می کنی  ولی قدر درخت و چوب را بدان   ( ضرب المثل چینی )                                               برگ درختان سبز در نظر هوشیار      هر ورقش دفتری است معرفت کردگار                                        طبیعت بزرگترین دانشگاه و پر رمز و راز ترین کلاس برای بشریت است

من رفتنی ام !!



اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه.گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه.

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم.

گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم.
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده.

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه .

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد . با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن .آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم و بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم . گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم. الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟


گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه


آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!


یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!


هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد.
بازدید : 1325 1 دي 1392 ساعت 01:57 ب.ظ
جستجو در سایت
آخرین ویدئوها